|
|
|||
|
|
|
||
|
دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره فهرست اصلي پيوندها
ثبت دامنه و فضا با بهترين امكانات
ثبت دامنه و فضا با بهترين امكانات
الهي آن كه را عشق نيست ارزش چيست ...
بهترين ترفندها در نت و اخبار IT
نفرين به تو كه نفرينم نكردي... !
آبی را دوست دارم با تمام صداقتش...
هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد...
به بهارم نرسیدی به خزانم بنگر...
@@AGE mikhay ye gap e toop bezani vared sho@@
۞ جدیدترین موزیکهای ایرانی و آهنگهای در خواستی ۞
۞ My Gooshi:: Mobile Phone Directory ۞ پيوندهاي روزانه نوشته هاي پيشين طراح قالب |
|
در باور او ...
هنوز زیر باران قدم میزنم هنوز رهگذری بیش نیستم ... من غریبه ام غریبه ... غریبه ای که از عشق به نیستی رسیده است ... من در ماورای اسمان شب تو را میبینم ... به تویی که هست و نیستم را بر باد داده ای ... من به تو با چشمانی اشکبار نگاه میکنم ... شاید هنوز غریبه ای بیش نیستم ... شاید هنوز به باور خود باوری نرسیده ام ... اما میدانم ..میدانم ...که در این فراز ها و نشیب ها دلشکسته ای در آنسوی آسمان آبی نیلگون مرا باور دارد ...باوری که هرگز خود به آن نرسیده ام ... او مرا باور دارد ... و مید اند دلخوشی من اینست .... شاعر : زهرا مثالی.......
نوشته شده توسط تنها شاعر شبها در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 ساعت 23:33 موضوع: | لينک ثابت عشق پنهان من...
وقتی تو از کنا رمن مانند رهگذران میگذ شتی ....من در تب و تاب بوسه ای از لبهای تو میسوختم.... وقتی کنج لبهای زیبایت لبخند را مهمان میکردی ....من از دنیا رها و در ابرها سیر میکردم..... وقتی کنار من ناخوداگاه قرار میگرفتی من در دریای سهمگین وجود عمیق تو غرق میشد م.... وقتی در خلوت تاریک رویاهایم تو را همنشین پریان دریایی میافتم ....آنگاه بود که در گناه و حسرت عاشقی تو در قلب خونینم شعله های آتش عشق همچون تازیانه زبانه میکشید و نبود تو آنوقت احساس میشد در زیر خاکستر شعله های آتش عشق پنهان من...... نویسنده : زهرا مثالی....
نوشته شده توسط تنها شاعر شبها در شنبه هجدهم شهریور 1385 ساعت 1:59 موضوع: | لينک ثابت قلب شکسته ...
تو گفتی : عشق بی معناست ... من گفتم: با تو معنا پیدا میکنه.... تو گفتی : عشق بزرگترین دروغ د نیاست.... من گفتم : پس من بزرگترین دروغگوی د نیا هستم... تو گفتی : عشق تو کتاباست فقط برای خوند نه.... من گفتم : من نویسنده ی کتابای عاشقونه ام.... تو گفتی: من قلبمو بازیچه عشق تو نمیکنم .... من گفتم : تو همینجوری محبوبی.... تو گفتی : از عاشق بود ن پشیمون میشی ... من گفتم : از این بیشتر ؟ تو گفتی : عشق رو از هر کسی گدایی نکن... من گفتم : تو نیستی هر کسی... تو گفتی : من هیچ ند ارم جز غرور... من گفتم : فقط مید ونم بی همتایی... تو گفتی : آخه کسی لایق عشق مغرورم نیست.. من گفتم : آره راست میگی هیچکسی لایق تو نیست... تو گفتی : برو تو تقد یر من نیستی ... من گفتم : آره تو هم تقد یر من نیستی... تو گفتی : پس چرا اومدی این همه راه؟ من گفتم : به خاطر عشق تو اومد م تا اینجا... تو گفتی : راهت رو بکش برو من عاشقت نمیشم... من گفتم : چرا عاشقم نمیشی؟ تو گفتی : آخه عزیزم حیفه قلبم مثل قلب تو بشکنه .... نویسنده : زهرا مثالی.....
نوشته شده توسط تنها شاعر شبها در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 ساعت 18:21 موضوع: | لينک ثابت |
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y A B 2 R R E Z A |
|||